تبلیغات
دعای ملک سلیمان:آیه35سوره ص - بررسى مشكلات جوانان تعدیل غریزه جنسى

امروز:

بررسى مشكلات جوانان تعدیل غریزه جنسى

محمد سبحانى نیا

در شماره پیشین, راه هاى مقابله با انحرافات جنسى را که جنبه پیش گیرى داشت, بررسى کردیم. در این شماره به روش هاى تعدیل غریزه جنسى که جنبه درمانى دارد, مى پردازیم.

1. توجه به کرامت انسانى

یکى از عوامل مهم غلبه بر شهوت, شناخت شأن و منزلت خویش و احیاى شخصیت معنوى است. امام على(ع) مى فرماید: (من کرمت علیه نفسه هانت علیه شهواته;1 کسى که نفسش را احترام کرد, شهوت در نظرش پست و کوچک مى شود.)

جوانان به طور طبیعى عزت طلب و ذلت گریزند و در هیچ شرایطى, خوارى و پستى را برنمى تابند. مهم آن است که بى پروایى جنسى به عنوان عامل تباه کننده عزت و شرافت انسانى شناخته شود. اگر کسى بداند که پیروى از شهوات و ارضاى غریزه جنسى به صورت نادرست با آبروریزى و رسوایى همراه است, قطعاً از انجام کارهایى که به شخصیت او آسیب وارد مى کند, خوددارى مى کند. امام على(ع) مى فرماید: (کسى که شرافت ذاتى اش را بشناسد, خود را از پستى شهوت مصون مى دارد)2. از این بیان حکیمانه مى توان چنین نتیجه گرفت که یکى از راه هاى غلبه بر شهوت و حفظ عفت و پاکى مردم به خصوص جوانان, آگاه بودن آنان به شخصیت والاى انسانى و توجه دادن به پیامدهاى ناگوارِ بى بند وبارى جنسى است.

بر این اساس در روایات معصومین ـ علیهم السلام ـ به ناسازگاریِ تعالیِ روح و روان با آزادى کامل غرایز و شهوات تأکید شده است. امام على(ع) مى فرماید: (کسى که بر نفس خود حاکم شد, شأن و منزلتش بالا گرفت و کسى که نفسش فرمانرواى او شد, قدر و قیمتش کاسته شد).3 دلیلش آن است که هرچند جوان براساس فطرت انسانى خود به سجایاى اخلاقى نظیر راستى و درستى, عدل و انصاف, امانت دارى و وفاى به عهد و غیره تمایل دارد, اما در مقابل, غریزه جنسى نیز یکى از نیرومندترین تمایلات آدمى به شمار مى رود و در صورتى که این خواهش سوزان تعدیل نشود و به صورت خودسر عمل کند, طبیعى است که وجدان اخلاقى و تمایلات انسانى را سرکوب مى کند و براى ارضاى شهوت جنسى, ممکن است به انواع رذایل اخلاقى نظیر دروغ, تهمت, خیانت در امانت, عهدشکنى و جنایت و… دست بزند و به عزت نفس خویش آسیب برساند. امام على(ع) چه زیبا فرموده اند: (کم من لذة دنیّة منعت سنیّ درجات4; چه بسا لذت ناچیزى که آدمى را از نیل به درجات عالى انسانى باز مى دارد.)

2. یاد مرگ

عامل دیگرى که در غلبه بر شهوت و کنترل و تعدیل غریزه جنسى نقش مهمى دارد, یاد مرگ و قیامت است. امام على(ع) مى فرماید: اى بندگان خدا, برحذر باشید از مرگ و از سختى هاى آن. وقتى نفستان خواست شما را درباره شهوات به تباهى بکشاند زیاد به یاد مرگ باشید, زیرا براى موعظه, یاد مرگ کافى است. رسول خدا(ص) اصحاب خود را درباره مرگ بسیار سفارش مى کرد و مى فرمود: (زیاد مرگ را یاد کنید, زیرا یاد مرگ, شکننده لذات نفسانى و حایل میان تو و شهوات است.)5

3. ازدواج

راه صحیحِ ارضاى غریزه جنسى, ازدواج قانونى است. رسول خدا(ص) مى فرماید: (اى گروه جوانان, هریک از شما که قدرت ازدواج دارد حتماً اقدام کند, زیرا این خود بهترین وسیله است که چشم را از نگاه هاى آلوده و عورت را از بى عفتى محافظت مى کند).6 هرچند از نظر اسلام, ازدواج به خودى خود مستحب است ولى در جایى که ترک گناه منوط به آن باشد, آن را واجب مى داند. فقهاى عالى مقام فرموده اند: (کسى که به دلیل نداشتن زن به حرام مى افتد, واجب است زن بگیرد).7 بر این اساس, دین مقدس اسلام به منظور مقابله با انحرافات جنسى, وظیفه بسترسازى ازدواج را متوجه پدر خانواده و حاکم اسلامى کرده است.

4. عفت پیشگى

قرآن مجید راه مقابله با طغیان غریزه جنسى را در صورت فراهم نبودن زمینه ازدواج, عفت پیشگى و یا خویشتن دارى در امور جنسى مى داند و مى فرماید: (ولیستعفف الذین لایجدون نکاحاً حتى یغنیهم الله من فضله;8 آن ها که وسیله ازدواج ندارند باید عفت پیشه کنند تا خداوند آنان را به فضلش بى نیاز کند). بر این اساس, قرآن کریم افرادى از عفیفان را به عنوان الگو به مسلمانان معرفى کرده است که در رأس آن ها حضرت یوسف(ع) است. او در سخت ترین شرایط و در حالى که همه اسباب گناه برایش فراهم بود, خود را حفظ کرد و در برابر امواج شدید شهوت ایستادگى نمود و آبرومندانه از یک امتحان بزرگ الهى سربلند بیرون آمد.

(گرچه حضرت یوسف(ع) با وجود عفت از سوى همسر عزیز مصر (زلیخا) متهم به خیانتى شد که ممکن بود به قیمت جانش تمام شود, ولى خداوندى که وعده حمایت از مؤمنان پاک دامن را داده است, توسط گواهى کودک شیرخوارى که در گهواره بود, به صورت معجزه آسایى او را نجات داد).9

حضرت یوسف(ع) به درگاه خداوند عرضه مى دارد: (پروردگارا! زندان نزد من محبوب تر است از آن چه این ها مرا به آن مى خوانند).10 سرانجام ایشان به زندان افتاد, ولى روح بلندش از آلودگى به گناه محفوظ ماند و با حفظ آبرو و عفت به همه چیز رسید تا جایى که بر تخت قدرت عزیز مصر تکیه زد; در حالى که همه آلودگان رسوا شده و کنار رفتند.

شبیه این واقعه براى مرحوم شیخ رجبعلى خیاط نیز اتفاق افتاده است. او خیاطى بود درست کار که از جوانى به دنبال کمالات انسانى بود. مبدأ تحول و نقطه عطف وى ماجرایى است بسیار تکان دهنده اما عبرت آمیز که در پى مى آید.

ـ تجربه توحید

آقاى میلانى این واقعه را از زبان خود شیخ چنین نقل مى کند:

در ایام جوانى, دخترى رعنا و زیبا از بستگان, دلباخته من شد و سرانجام در خانه اى خلوت مرا به دام انداخت. با خود گفتم: رجبعلى, خدا مى تواند تو را خیلى امتحان کند, بیا یک بار تو خدا را امتحان کن و از این حرامِ آماده و لذت بخش براى خدا صرف نظر کن. پس به خداوند عرضه داشتم: خدایا, من این گناه را براى تو ترک مى کنم تو هم مرا براى خودت تربیت کن.11 آن گاه دلیرانه هم چون یوسف(ع) در برابر گناه مقاومت مى کند و از آلوده شدن دامن به گناه اجتناب مى ورزد و این خویشتن دارى و عفت پیشگى, موجب بصیرت و بینایى او مى گردد.

ـ جوان بزّاز

نمونه دیگر, داستان ابن سیرین است. او در دوران جوانى بزازى مى کرد. روزى زنى او را دید و شیفته جمالش شد و به بهانه خرید جنس, او را وارد خانه خود کرد و درها را بست و در برابر ابن سیرین حرکاتى انجام داد تا بلکه او را بفریبد; ولى او از خدا ترسید و به زن گفت: به خدا پناه مى برم. سپس او را نصیحت کرد و عواقب زشت خواسته او را شرح داد ولى زن دست برنداشت. سرانجام ابن سیرین براى نجات خود از گناه, حیله اى شرعى به کار برد و به زن گفت: پس اجازه بده به دست شویى بروم. او به دست شویى رفت و خود را به نجاست آلوده کرد. وقتى زن او را با آن وضعیت دید از او متنفر شد و وى را از خانه اش بیرون کرد و بدین ترتیب خود را از آلودگى معنوى نجات داد. خداوند نیز به سبب این عمل, علم تعبیر خواب را به او آموخت.12

البته تسلط بر نفس و حفظ عفاف و تعدیل غریزه جنسى, کار بسیار دشوارى است که نیاز به مقاومت سرسختانه دارد. امام على(ع) مى فرماید: (شهوت ها و خواسته هاى نفسانى, بیمارى هاى کشنده هستند و بهترین دواى آن ها, صبر و پایدارى در برابر آن هاست.)13

ـ جهاد اکبر

بر این اساس, در روایات معصومین از جنگ و مبارزه با نفس سخن گفته شده است تا جایى که از آن به عنوان جهاد اکبر یاد شده است. رسول خدا(ص) سپاهى را به جنگ دشمن فرستاد. هنگامى که از جنگ برگشتند, به آن ها فرمود: آفرین بر کسانى که جهاد کوچک را انجام دادند ولى جهاد اکبر هنوز بر آن ها واجب است. گفته شد: یا رسول الله, جهاد اکبر کدام است؟ فرمود: جهاد با نفس.14

همان طور که در جهاد مسلحانه, هر ضربه اى که بر دشمن وارد شود و هر سنگرى که به وسیله سپاهیان مفتوح گردد, به همان مقدار دشمن ضعیف مى شود و سپاهیان نیرومند مى گردند, در جهاد با نفس نیز هر ضربه اى که بر نفس اماره وارد آید و با خواسته ها و هوس هاى غیر مشروعش مخالفت شود, به همان مقدار او ضعیف و شما قوى تر و براى فتوحات بعد آماده تر مى شوید.15 البته کسانى که در این میدان مبارزه مخلصانه وارد شوند مشمول الطاف خفیه الهى خواهند شد. قرآن مجید مى فرماید: (کسانى که در راه ما جهاد کنند, راه هاى خود را به آن ها نشان مى دهیم.)16

5. تقویت اراده

از آن جا که جاذبه هاى جنسى, بسیار قوى و عوامل تحریک کننده فراوان اند, مبارزه با آن عزمى راسخ و اراده اى خلل ناپذیر مى طلبد. به ویژه اگر زیاده خواهى جنسى به صورت عادتِ ناپسند خود ارضایى درآمده باشد; در این صورت, هم چون خصایص طبیعى و ذاتى, دامنه دار و پر نفوذ و به منزله طبیعت دوم درمى آید. چنان که امام على(ع) فرموده است: (العادة طبع ثان; عادت, طبیعت دوم آدمى است).17 از این رو رهایى از عادات ناپسند بسیار دشوار و مشکل است تا جایى که به فرمایش امام حسن عسکرى(ع) برگرداندن معتاد از عادت خود چیزى شبیه اعجاز است.18

در عین حال, قدرت اراده انسان بر توانایى عادات غلبه دارد. کسانى که مى خواهند از دام خطرناک انحرافات جنسى خارج شوند باید واقعاً از اعماق وجود خود براى ترک عادات ناپسند تصمیم گیرى و هرگونه شک و تردید را از خود دور کنند. البته همان طورى که کسب عادت ناپسند و اصل انحراف جنسى به تدریج صورت گرفته, ترک آن نیز باید با تأنى انجام گیرد.

بعضى از جوانان مبتلا به انحرافات جنسى و از جمله خود ارضایى مى گویند: ما قادر به تصمیم گرفتن نیستیم و نیروى تصمیم از ما سلب شده است. بارها تصمیم گرفته ایم اما باز شکسته ایم. در پاسخ این افراد باید گفت: (شکستن تصمیم به معناى از بین رفتن همه آثار آن در وجود انسان نیست. همین تصمیم شکسته شده رسوباتى در اعماق دل و روح انسان باقى مى گذارد و زمینه را براى تصمیم نهایى بیش از گذشته آماده مى کند. شخصى به امام صادق(ع) عرض کرد: فلانى مبتلا به یک نوع انحراف جنسى شده و از خود هیچ گونه اراده اى ندارد. حضرت با عصبانیت فرمود: چه مى گویى؟ آیا حاضر است این عمل را پیش روى مردم هم انجام دهد؟ عرض کردند: نه. فرمود: پس معلوم مى شود به اراده و اختیار خود اوست.)19

آن چه در شروع کار مهم است, خواستن و انگیزه داشتن است. مهم آن است که انسان احساس درد کند تا به دنبال درمان بگردد و بداند که گذشت زمان و تکرار عادات ناپسند به زیان او تمام مى شود, زیرا خواهش هاى نفسانى و غریزه جنسى در حد معیّنى متوقف نمى گردد و هدفى جز اشباع کامل ندارد. امام على(ع) مى فرماید: (پیش از آن که تمایلات نفسانى به تندروى عادت کنند با آن ها بجنگ, زیرا اگر نیرومند شوند فرمانرواى تو خواهند شد و تو را به هر سو که بخواهند مى برند و در نتیجه, قدرت مقاومت در برابر آن ها را از دست خواهى داد.)20  

ییکى از شیوه

هاى تقویت اراده, تلقین مثبت است. براى مقابله با زیاده خواهى جنسى و ترک عادات ناپسند (مانند خودارضایى) که از آن نشأت گرفته است, لازم است با تلقین و القاى افکار مثبت, در تغییر شرایط اقدام مؤثر به عمل آید. روان شناسان تلقین را یکى از مؤثرترین راه ها براى مبارزه و تضعیف یک صفت ناهنجار و جاى گزینى صفتى پسندیده در روان آدمى مى دانند و با این روش به مداواى بیماران روحى و حتى جسمى خویش مى پردازند.

(امیل کوئه) از روان شناسانى بود که براى نخستین بار از تجربه (خود تلقینى) بهره گرفت. (پیر داکو) در این باره مى نویسد: سکوئهز حق داشت که مى گفت: هنگامى که نیروى تخیل با اراده به رویارویى و پیکار برمى خیزد, این نیروى تخیل است که بى هیچ برو برگردى پیروزى را نصیب خود مى سازد. به این ترتیب سکوئهز براى نفسانیات و ضمیر باطن و کلاً براى نیروى تخیل, نقش مهمى قائل مى شد. او مى کوشید تا تلقین بیمارگونه را با ضد آن که پایه صحیح و سالم داشته باشد, از بین ببرد.)22

باز مى نویسد: (آرى, نیروى شگرف تلقین را نمى توان دست کم گرفت و از این رو مى توان هر روزه تمرین ها را انجام داد و به نتیجه اى دلخواه دست یافت. در این جا مى خواهم از تلقین عمیق سخن بگویم که مى تواند در درمان ناتوانایى هاى جنسى, ترس ها, اضطراب ها, بى خوابى ها, اعتیادات زیان آور, ضعف شخصیت و برخى عوارض پوستى, مؤثر واقع شود.)23

افراد مبتلا به عادت ناپسند خود ارضایى باید مرتب به خود تلقین کنند که به خوبى قادرند این عادت را ترک کنند. نکته مهم آن است که تلقین باید براساس باور درونى باشد تا نقش خود را به خوبى ایفا کند. ضمن این که به دنبال آن, جاى گزین کردن یک عادت پسندیده ضرورى است. روان شناسان مى گویند: (براى ترک یک عادت بد, حتماً باید به سراغ عادت خوب رفت و آن را جانشین عادت بد نمود. در مورد عادات بدِجنسى باید درست در همان ساعاتى که انگیزه آن در مبتلایان تولید مى شود, به سراغ برنامه خاصى که براى چنین ساعاتى از قبل پیش بینى کرده اند, بروند.)24

به طور کلى براى تهذیب نفس و مبارزه با اخلاق زشت و از جمله انحرافات جنسى باید دو کار انجام گیرد: 1. به خواسته ها و تقاضاهاى آن پاسخ مثبت داده نشود تا به تدریج ریشه اش خشکانده شود; 2. صفت نیکِ مخالف آن تقویت گردد. امیرالمؤمنین على(ع) مى فرماید: (نفس خود را بر فضایل و کارهاى خوب مجبور کن, زیرا رذایل در باطن ذات تو نهاده شده اند)25. و در جاى دیگر فرموده اند: (نفس خودت را به انجام کارهاى خوب و تحمل سنگینیِ بار غرامات عادت ده تا نفست شریف شود و آخرتت آباد گردد و ستایش کنندگانت زیاد شوند.)26

امام خمینى(ره) در این باره مى نویسد: (بهترین علاج ها که علماى اخلاق و اهل سلوک براى این مفاسد اخلاقى فرموده اند این است که هریک از این ملکات زشت را که در خود مى بینى در نظر بگیرى و برخلاف آن تا چندى مردانه قیام و اقدام کنى و همت بگمارى برخلاف نفس تا مدتى, و برخلاف آن خواهشِ رذیله رفتار کنى; مسلماً بعد از مدت قلیلى, آن خُلق زشت رفع شده و شیطان و جُندش از این سنگر فرار کرده جنود رحمانى به جاى آن ها برقرار مى شود.)27

6. مؤاخذه و تنبیه

تعدیل غریزه جنسى با دو مشکل رو به رو است: نخست آن که, طبیعت بشرى با توجه به بعد مادى و حیوانى اش, میل به ارضاى بى قید و شرط تمایلات نفسانى دارد و بدیهى است که تعدیل غریزه جنسى, به معناى مهار و کنترل آن و مقابله با زیاده خواهى جنسى است و سختى این کار بر کسى پوشیده نیست. علاوه بر این که اگر کسى مدتى از عمر خویش را با بعضى از انحرافات جنسى گذرانده باشد. براى او طبیعت ثانوى ایجاد کرده و مبارزه با آن عادت و نهادینه کردن عادات پسندیده, در نهایتِ دشوارى و صعوبت است. با توجه به این دو چالش مذکور, آدمى گذشته از همت والا, به محرک هایى نیازمند است تا نفسِ مایل به تنبلى و رکود را به حرکت و تلاش وا دارد و در طریق مجاهدت با نفس ثابت قدم و مقاوم گرداند. در این میان, مهم ترین محرک, تنبیه و مجازات و به تعبیر علماى اخلاق, معاتبه و معاقبه نفس است. مجازات خویشتن در برابر زیاده خواهى جنسى از ملامت شروع مى شود و سپس به مراحل شدیدتر مانند محروم کردن خویشتن از بعضى از لذایذ زندگى در یک مدت معیّن منتهى مى گردد.

ـ متخلفان از جنگ

قرآن مجید در این زمینه به داستان متخلفان جنگ تبوک اشاره مى کند و مى فرماید: پیامبر(ص) پس از بازگشت از جنگ به مسلمانان دستور داد که با متخلفان قطع رابطه کنند. آن سه نفر متخلف با دیدن این وضعیت براى مجازات خود یک دیگر را ترک گفتند و در انزواى کامل به توبه مشغول شدند. خداوند نیز پس از مدتى توبه آن ها را پذیرفت.28

براى مقابله با طغیان غریزه جنسى گاهى لازم است عقوبت هایى در نظر گرفته شود تا رام گردد. امام على(ع) در شرح یکى از اوصاف پرهیزکاران مى فرماید: هرگاه نفس, او را در انجام وظایفى که خوش ندارد سرکشى کند, او هم از آن چه دوست دارد محرومش مى سازد و از این طریق نفس سرکش را مجازات مى کند.29 در جاى دیگر آن حضرت فرمودند: (هنگامى که نفس بر تو سخت گیرد, تو هم بر او سخت گیر تا در برابر تو تسلیم گردد.)30

در حالات فقیه بزرگ عالم شیعه, مرحوم آیةاللّه بروجردى نقل شده که هرگاه عصبانى مى شد, بلافاصله از همین پرخاش مختصر پشیمان شده و در مقام عذرخواهى و جبران برمى آمد و طبق نذرى که داشت, فرداى آن روز را براى جبران این کار روزه مى گرفت و به این ترتیب خود را در برابر این کار کوچک معاقبه مى فرمود.31

مراقبه و سپس محاسبه در صورتى اثر دارد که معاقبه و کیفرهاى مناسب براى هوا و هوس هاى سرکش در نظر گرفته شود وگرنه تأثیر آن بسیار ضعیف خواهد بود. ولى این به آن معنا نیست که اعمال مرتاضان و بعضى از صوفیان منحرف را امضا کنیم و بر اعمال خشونت بار صحه بگذاریم, بلکه منظور از معاقبه, کارهایى مانند روزه گرفتن, تعطیل کردن برنامه هایى که در معرض هوا و هوس است و محروم کردن خویشتن از پاره اى از لذات مادى و امثال آن است.32

7. ورزش

یکى از راه هاى آرام کردن طوفان غریزه جنسى در انسان, ورزش و فعالیت بدنى است, زیرا ورزش مقدار فراوانى از انرژى هاى بدنى و فکرى انسان را به خود اختصاص مى دهد و طبعاً از مسائل دیگر کم مى کند. انواع ورزش هاى سالم مانند: شنا, اسب سوارى, کوه نوردى, راه پیمایى و غیره, گذشته از این که جسم را نیرومند مى کند, عامل مؤثرى نیز براى آرام نگاه داشتن نیروى شهوانى است. به همین دلیل است که در هنگام ورزش هیچ گونه تحریکى در غریزه جنسى روى نمى دهد. از طرف دیگر, ورزش بهترین روش براى پر کردن اوقات فراغت است که نقش مؤثرى در طرد افکار شهوانى دارد. امام على(ع) مى فرماید: (البطالة ام العیوب; بیکارى و وقت را به بطالت گذراندن, مادر همه عیب هاست).33 بزرگ ترین دام براى به انحراف کشیده شدن جوانان, وقت هاى خالى از هرگونه برنامه ریزى است.

8. نظر به پاداش الهى

یکى دیگر از راه هاى کنترل غریزه جنسى و تعدیل آن, توجه به پاداش اخروى درباره کسانى است که با عفت پیشگى بر شهوات فائق آمده و دامن خود را از گناه پاک و منزه داشته اند. امام على(ع) مى فرماید: (فمن اشتاق الى الجنة سلا عن الشهوات;34 کسى که به بهشت علاقه داشت, خواهش هاى نفس و شهوات را فراموش کرد و از آن ها چشم پوشید.)

وقتى انسان مؤمن مشاهده مى کند که اهتمام به عفت به اندازه اى براى خداى متعال و پیشوایان دین حائز اهمیت است که آن را در زمره بهترین جهادها قرار داده اند, با انگیزه اى بالا در صدد دست یابى به این موقعیت ممتاز خواهد بود. امام باقر(ع) مى فرماید: (برترین عبادت, عفتِ میل جنسى و شکمى است).35 در حدیثى, بعد از معرفت الهى, صفت عفت به عنوان مهم ترین ارزش به حساب آمده است.36 ابوبصیر مى گوید: روزى خدمت امام باقر(ع) بودم, کسى سؤال کرد که من اعمال عبادى و نماز و روزه زیادى ندارم اما امید آن دارم که جز از حلال نخورم و جز از طریق صحیح, آمیزش جنسى انجام ندهم. امام(ع) رو به او کرد و فرمود: (کدام جهاد بالاتر از عفت است.37)

در روایتى رسول خدا(ص) به عفت پیشگان بشارت بهشت داده و فرمودند: (کسى که عشق ورزد و عشق خویش را پنهان سازد و پاک دامنى و صبر پیشه کند, خداوند او را بیامرزد و وارد بهشت کند.)38

جوانى که در سر, سوداى کسب رضایت الهى مى پروراند و در آرزوى وصل یار به سر مى برد, باید به هوا و هوس هاى زودگذر پشت پا زند و به وعده الهى چشم دوزد. والعاقبة للمتقین.

9. کم خورى

اجتناب از پرخورى, از جمله راه هاى غلبه بر شهوت است. در روایات اسلامى از روزه دارى به عنوان یک عامل تعدیل غریزه جنسى یاد شده است. پیامبر(ص) مى فرماید: (اى گروه جوانان, هریک از شما قدرت ازدواج دارد ازدواج کند و اگر قدرت ندارد روزه بگیرد, زیرا روزه گرفتن براى کنترل شهوت مفید است).39 این نقش وقتى معلوم مى شود که بدانیم پرخورى موجب طغیان غرایز و هیجانِ شهوت است; چنان که امام صادق(ع) مى فرماید: (براى قلب مؤمن چیزى مضرتر از پرخورى نیست, زیرا پرخورى, عامل قساوت قلب و هیجان شهوت است.)40

10. توجه به عواقب شهوت رانى

اندیشه در پیامدهاى شهوت رانى, اثر عمیقى در کنترل آن و حفظ عفت عمومى دارد. رهبران الهى همواره عواقب شوم گرفتارى در چنگال شهوات را به انسان ها گوشزد کرده و سعى کرده اند آنان را از کام شهوات نجات دهند. امام على(ع) مى فرماید: هرگاه در لذت (حرامى) باشى, به یادآور که روزى زایل مى شود و اگر در هر نعمتى هستى, به خاطر داشته باش که روزى سلب خواهد شد. در بلاها نیز انتظار برطرف شدن آن را داشته باش, زیرا این یادآورى ها نعمت را پایدارتر و شهوات را دور مى سازد.)41

هرچند ماهیت شهوت, جذب منفعت و لذت جویى است; اما این نیروى جاذبه چه بسا در عمل به جذب زیان منجر شود. از روایات معصومین استفاده مى شود که شهوتِ کنترل نشده چنین حالتى دارد. چگونه مى توان از شهوت لذت برد در حالى که دربردارنده انواع آفت ها و محرومیت هاست و به جاى این که چیزى به ارمغان آورد, بسیارى از داشته هاى مفید انسان را بر باد مى دهد. یک محاسبه منطقى, آدمى را متوجه مى کند که لذت آنى, ارزش تحمل آن همه محرومیت را ندارد. به فرمایش امام على(ع): (لذتى که آمیخته با رنج و درد است, لذت نیست)42. بجاست یک بار هم که شده محرومیت هاى حاصل از شهوت افسار گسیخته را مرور کنیم:

الف) محرومیت از سلامت جسم و جان: تحریک مداومِ جنسى, انسان را پیوسته در وضعیت هیجانى و ناآرام نگه مى دارد و همین امر, بهداشت روانى او را تهدید مى کند, زیرا تحریک ها و ارتباط هاى نامشروع, او را هر لحظه به گناهان خانمان سوز مى کشاند و ترس از رسوایى, هراس از قوانین کیفرى و عذابِ وجدان, جانش را چونان خوره مى خورد و آشفتگى ها, استرس ها و دهشت هاى او را به اوج مى رساند. امام على(ع) مى فرماید: (کسى که شهوتش بر او غالب آید, روح و روانش سالم نمى ماند)43. اما عفاف پیشگى, منشأ رهایى از همه این اضطراب هاست. امام على(ع) در این باره فرموده اند: (من غضّ طرفه اراح قلبه; هرکس نگاهش را از نامحرم فرو بندد قلبش آسوده مى گردد.)44

شاید این سخن حکیمانه پروردگار ناظر به این امر مهم باشد که فرموده اند: (هرگاه از زنان [پیامبر] چیزى خواستید, از پشت پرده از آنان بخواهید; این براى دل هاى شما و دل هاى آنان پاکیزه تر است.)45

آزادى جنسى و بى بندوبارى اخلاقى در حال حاضر ره آوردى جز به تباهى کشیده شدن نسل جوان و گسترش بیمارى هاى مزمن و امراض مقاربتى چون: سفلیس, سوزاک و ایدز نداشته است. آمار وحشتناک مبتلایان به بیمارى مرموز ایدز در دنیا گواه بر این مدعا است.

اما عفت گرایى, بهداشت کامل جنسى را تأمین مى کند. قرآن کریم برخى از عرصه هاى بى عفتى نظیر هم جنس بازى را اسراف و به هدر رفتن انرژى و نیروى جسمانى مى داند; آن جا که مى فرماید: (شما از روى شهوت به جاى زنان با مردان درمى آمیزید, آرى, شما گروهى اسراف پیشه اید.)46

ب) محرومیت از خرد: هوس هاى شهوانى, نیروى خرد را تضعیف مى کند و از فروغ عقل مى کاهد, زیرا در تحریک جنسى و هیجانِ شهوت, تمرکز حواس برهم مى خورد و فرصت تفکر و تصمیم گیرى و حساب رسى از انسان سلب مى گردد و در نتیجه, افت تحصیلى و ضعف علمى و فرهنگى را براى دانش پژوهان به همراه مى آورد. امام على(ع) مى فرماید: (در کشاکش انگیزه هاى شهوت و غضب, عقل تیره و تار مى شود و فروغ خود را از دست مى دهد.)47 در جاى دیگر فرموده اند: (کسى که مالک شهوتش نباشد مالک عقلش نخواهد بود.)48

در وضعیت طغیان غریزه جنسى, چشم و گوش که دروازه هاى عقل و ابزارهاى شناخت اند, به درستى عمل نمى کنند و عقل که وظیفه تجزیه و تحلیل دارد, ناکار آمد مى گردد.

استاد مطهرى مى گوید: (یکى از حالات و قوایى که در عقل انسان یعنى در عقل عملى انسان یعنى در طرز تفکر عملى انسان که مفهوم خوب و بد و خیر و شر و درست و نادرست و لازم و غیر لازم و وظیفه و تکلیف و این که الان چه مى بایست بکنم و چه نمى بایست بکنم و این گونه معانى و مفاهیم را بسازد تأثیر دارد, طغیان هوا و هوس ها و مطامع و احساسات لجاج آمیز و تعصب آمیز و امثال این هاست, زیرا منطقه و حوزه عقل عملى انسان به دلیل این که مربوط به عمل انسان است, همان حوزه و منطقه احساسات و تمایلات و شهوات است. این امور اگر از حد اعتدال خارج شوند و انسان محکوم این ها باشد نه حاکم بر این ها, در برابر فرمان عقل فرمان مى دهند, در برابر نداى عقل و وجدان فریاد و غوغا مى کنند, براى نداى عقل حکم پارازیت را پیدا مى کنند, دیگر آدمى نداى عقل خویش را نمى شنود, در برابر چراغ عقل, گرد و غبار و دود و مه ایجاد مى کنند, دیگر چراغ عقل نمى تواند پرتوافکنى کند… براى مثال جوان محصلى را در نظر مى گیریم. این جوان از مدرسه برگشته فکر مى کند لازم است درس هایش را حاضر کند. براى این کار چندین ساعت بنشیند و بخواند و بنویسد و فکر کند, زیرا بدیهى است نتیجه لاقیدى و تنبلى, مردود شدن و جاهل ماندن و عقب ماندن و هزارها بدبختى است; این نداى عقل اوست. در مقابل این ندا ممکن است فریادى از شهوت و میل به گردش و چشم چرانى و عیاشى در وجود او باشد که او را آرام نگذارد. بدیهى است که اگر این فریادها زیاد باشد جوان نداى عقل خود را نشنیده و چراغ فطرت را ندیده مى گیرد و با خود مى گوید: فعلاً برویم خوش باشیم تا ببینیم بعدها چه مى شود. پس این گونه هواها و هوس ها اگر در وجود انسان باشد تأثیر عقل را ضعیف مى کنند.)49

اما در مقابل, تقوا و عفت و چشم پوشى از گناه, در تقویت عقل و ازدیاد بصیرت و روشن بینى تأثیر فراوان دارد. قرآن مجید مى فرماید: (واتقوا الله ویعلّمکم الله;50 از خدا بترسید و خداوند به شما تعلیم مى دهد.)

استاد مطهرى مى گوید: (تقوا نه سوهان است و نه سمباده و نه روغن چراغ, تقوا دشمنِ دشمنِ عقل است. ملکه تقوا که آمد دشمن عقل را که هوا و هوس است, رام و مهار مى کند.)51

ج) محرومیت از بصیرت: قرآن کریم یکى از آثار تقوا را بهره مندى از نیروى (فرقان) یا قدرت تمییز میان حق و باطل مى داند: (ان تتقوا الله یجعل لکم فرقاناً;53 اگر تقواى الهى داشته باشید خداوند براى شما قدرت تمییز مى دهد). بعضى چیزها را با چشم سر باید دید و بعضى را با چشم دل. شعله هاى نور, دیدن را براى بصر (چشم), و نور باطن, دیدن را براى بصیرت ممکن مى سازد. فقدان تقوا و بى بندوبارى جنسى, فقدان قوه بصیرت را در پى خواهد داشت. امام على(ع) مى فرماید: (من رکب الهوى ادرک العمى;54 کسى که بر مرکب هوا و هوس سوار شود کورى را دریابد.)

د) محرومیت از آزادى: با زیاده خواهى جنسى, زمام انسان به دست شهوت مى افتد و اسارت روح که بدترین اسارت هاست, شکل مى گیرد. امام على(ع) مى فرماید: (بنده شهوت چنان اسیر است که هرگز روى آزادى را نخواهد دید).55 نیز فرموده است: (کسى که مغلوب شهوت خویش است, ذلت و خوارى اش بیش از برده زرخرید است.)56

امیرالمؤمنین(ع) آزادى را در گرو تقواى الهى مى داند و مى فرماید: (تقوا کلید درستى و اندوخته روز قیامت و آزادى از قید هر بندگى و نجات از هر بدبختى است.)57

هـ) محرومیت از خوش نامى: یکى از ره آوردهاى شهوت پرستى, رسوایى و بدنامى است. شهوت, آغازى شیرین و پایانى رسواگر و عاقبتى شوم دارد. تاریخ بشر سرشار از شرح زندگى کسانى است که در جامعه داراى مقام و موقعیت ممتاز بودند ولى هنگامى که اسیر شهوت و هواى نفس شدند, رسوا شدند. امام على(ع) مى فرماید: (حلاوتِ شهوتِ امروز, با تلخى ننگ از میان مى رود.)58

 و) محرومیت از بهشت: یکى از پیامدهاى بد شهوت رانى, محرومیت از بهشت برین و تحصیل عذاب ابدى است. در روایتى آمده است: وقتى که خداوند متعال بهشت را آفرید, فرمود: اى جبرئیل برو و نظرى به آن بینداز. جبرئیل رفت و نگاه کرد, سپس با خرسندى گفت: خداوندا! به عزتت سوگند هیچ کس نیست که ویژگى هاى آن را بشنود مگر این که مشتاق گشته, وارد آن مى شود. آن گاه خداوند بهشت را با انواع سختى ها آمیخته ساخت و به جبرئیل فرمود: برو نگاه کن. جبرئیل رفت و نگاه کرد و با حالى مضطرب و نگران آمد و گفت: خداوندا! به عزتت سوگند خوف آن دارم که هیچ کس وارد آن نشود. پس از آن, خداوند دوزخ را آفرید و به جبرئیل فرمود: برو نگاه کن. جبرئیل رفت و چون نگاه کرد, گفت: خداوندا! به عزتت سوگند هیچ کس نیست که از وضع دوزخ مطلع گردد و وارد آن شود. خداوند دوزخ را با انواع شهوت ها و لذت ها آمیخت و بار دیگر از جبرئیل خواست که به آن بنگرد. جبرئیل وقتى دوزخ را در این هیئت دید, با نگرانى گفت: خداوندا! به عزتت سوگند از آن بیم دارم که هیچ کس نماند مگر آن که وارد آن گردد.60 با این همه گستردگى محرومیت, بعید است کسى با علم به آن ها باز به دنبال هوس رانى باشد.)61

16ـ عنکبوت(29) آیه 69.

11ـ محمد محمدى رى شهرى, کیمیاى محبت, ص83.

17ـ غررالحکم و درر الکلم, همان, ص185.

19ـ ناصر مکارم شیرازى, مشکلات جنسى جوانان, ص155.

14ـ وسائل الشیعه, ج11, ص124.

15ـ ابراهیم امینى, خودسازى, ص74ـ 75.

18ـ بحارالانوار, ج75, ص374.

13ـ غررالحکم و درر الکلم, ج1, ص72.

10ـ یوسف(12) آیه 33.

1ـ نهج البلاغه فیض الاسلام, قصار441.

12ـ محمد محمدى اشتهاردى, داستان ها و پندها, ج5و6, ص132.

22ـ روان شناسى تربیتى, ترجمه هوشیار رزم آزما, ص129.

21ـ مثنوى معنوى,

24ـ ناصر مکارم شیرازى, همان, ص169.

28ـ توبه(9) آیه 118.

29ـ نهج البلاغه, خطبه 193.

27ـ چهل حدیث, ص25.

20ـ غررالحکم و درر الکلم, ج4, ص392.

23ـ همان, ص133.

25ـ غررالحکم و درر الکلم, ج1, ص13.

2ـ غررالحکم و درر الکلم, ج5, ص438.

26ـ همان, ج4, ص239.

32ـ همان, ص265.

39ـ بحارالانوار, ج100, ص220.

38ـ کنزالعمال, ج3, ص373.

34ـ نهج البلاغه, قصار30.

37ـ الکافى, همان.

31ـ ناصر مکارم شیرازى, اخلاق در قرآن, ج1, ص264.

35ـ الکافى, ج2, ص79.

30ـ غررالحکم و درر الکلم, ج1, ص319.

33ـ غررالحکم و درر الکلم, ج, ص

36ـ تحف العقول, ص282.

3ـ مستدرک الوسائل, ج2 (چاپ قدیم) ص287.

47ـ مستدرک الوسائل, ج2 (چاپ قدیم) ص287.

48ـ همان.

44ـ مستدرک الوسائل, ج14 (چاپ بیروت) ص271.

4ـ غررالحکم و درر الکلم, ج4, ص548.

43ـ همان, ج5, ص236.

42ـ غررالحکم و درر الکلم, ج6, ص355.

49ـ ده گفتار, ص34ـ 35.

46ـ اعراف(7) آیه 81.

41ـ میزان الحکمه, ج4, ص3484.

40ـ مستدرک الوسائل, ج12 (چاپ بیروت) ص94.

45ـ احزاب(33) آیه 53.

55ـ همان, ج4, ص352.

59ـ ایران جوان, ش113, ص22, با اندکى تغییر و تلخیص.

54ـ غررالحکم و درر الکلم, همان, ص8352.

51ـ ده گفتار, ص36.

58ـ غررالحکم و درر الکلم, ج4, ص352.

5ـ بحارالانوار, ج74, ص388.

50ـ بقره(2) آیه 282.

57ـ نهج البلاغه فیض الاسلام, خطبه228.

52ـ مثنوى معنوى, دفتر سوم, ص425.

56ـ همان, ج6, ص138.

53ـ انفال(8) آیه 29.

61ـ با استفاده از ماهنامه حدیث زندگى, ش6.

6ـ مکارم الاخلاق, ص100.

60ـ مسند احمد, ج2, ص354.

7ـ توضیح المسائل مراجع, مسئله 2443.

8ـ نور(24) آیه 33.

9ـ ناصر مکارم شیرازى, اخلاق در قرآن, ج2, ص312


نوشته شده در : شنبه 6 آذر 1389  توسط : عطر حرم .    نظرات() .

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.