تبلیغات
دعای ملک سلیمان:آیه35سوره ص - مطالبی جالب و گوناگون

امروز:

مطالبی جالب و گوناگون

 

آیا شراب آرامش بخش است؟

 روش‏های کاذب کسب آرامش و راحتی 4

اشاره:

از آنجا که کسب آرامش و راحتی برای بشر، هدفی بسیار مهم و جدی به شمار می‏رود، لذا در طی قرن اخیر آدمی تلاش‏های فراوانی کرده و روش‏های گوناگونی را برای مقابله با بیماریهای روحی و روانی و ناآرامیها و نگرانیهای خود به کار برده است. اما تعمق در آنها مشاهده واقعیتهای بیرونی و موجود در عرصه زندگی فردی و اجتماعی، به‏ خوبی نشان می‏دهد که بشر موفق نبوده است.

امروزه بسیاری از مردم جهان، غالباً از روشهایی برای کسب آرامش و راحتی در زندگی استفاده می‏کنند که ناکار آمده بوده و آنها را به مقصود نمی‏رساند. این روشهای نادرست که ما از آنها به عنوان روشهای کاذب نام می‌بریم، بسیار فراوان و متنوع هستند.

ابتدا در این مجموعه 12 روش کاذب و سپس در مجموعه ای مستقل 100 عامل حقیقی آرامش برای شما بیان خواهد شد.

آنچه گذشت: حرامخواری ؛ کسب ثروت زیاد ؛ تکنولوژی‏ و اختراعات بشر

قسمت چهارم- شرابخواری

انسان خسته از گناه و بی‏بند و باری، و تشنه آرامش و راحتی، دست به دامن شرابخواری شد تا شاید بدین وسیله بتواند، از خود بی‏خود شده و تلخیها و نگرانی را فراموش کرده و آرام بگیرد. اما میگُساری نیز نه تنها نتوانست آرامش و راحتی را برای او به ارمغان آورد، بلکه خود عاملی در جهت افزایش دردها و مشکلات آدمی گردید.

پزشکان معتقدند الکل آثار منفی خطرناک و فراوانی برای بدن انسان دارد که به برخی از آنها اشاره می‏کنیم: 1

- بر مغز: الکل در اثر تکرار و تاثیر در سلول‏های مغز، آن را از کار می‏اندازد و موجب سکته می‏گردد.

- در اعصاب: الکل موجب تولید امراض مختلفی از قبیل بیماری رعشه در دستها و پاها، بی‏خوابی مفرط و نداشتن کنترل بر اعضا می‏شود.

- در معده: الکل مخاط زبان و حس ذائقه را ضایع و بزاق دهان را کم و ترشح آن را از نظم می‏اندازد و نیز مخاط معده را تحریک و ترشی آن را کم می‏کند و در نتیجه موجب امراض مختلف معده و روده می‏گردد.

- در کبد: الکل کبد (جگر) را ناتوان و متورم می‏سازد.

- در گردش خون: الکل گلبولهای سفید خون را از بین برده و در اثر فشارهای کم، موجب سکته می‏گردد.

- در دستگاه تنفس: از مهمترین عوارض الکل در دستگاه تنفسی، بیماری خانمان سوز سل و تنگی نفس است. زیرا الکل همراه خون وارد ریه‏ها شده، مخاط ریه را تحریک کرده و آن را متورم می‏سازد و این تحریک، کلسیم بدن را از بین برده و عمل ریه را مختل و منجر به مرض سل خواهد گردید.

امام صادق علیه‏السلام می‏فرماید:  شرابخواری کلید هر شر و بدی است.

- در کلیه‏ها: مشروبات الکلی در هنگام دفع، مجاری ادرار را تحریک کرده و عوارض ناراحت کننده‏ای تولید می‏کنند.

- در قلب: الکل موجب می‏شود که مقدار زیادی چربی اطراف قلب را گرفته و در نتیجه حرکت قلب ضعیف گردد.

- در عقل و هوش: الکل هوش و عقل را زائل می‏کند.

حکیم فرزانه محمد بن زکریای رازی نیز می‏گوید: «شرب خمر بویژه اگر در آن افراط صورت گیرد، فرد را در معرض سکته و پارگی رگهای مغز و نیز ورهای خونی و صفراوی و رعشه و فلج اعضا قرار می‏دهد. شرب خمر دو قوه شهویه و غضبیه را قوی می‏کند و قوی می‏کند و قوای این دو را در جهتی سوق می‏دهد که آنچه می‏خواهند و بسیار دوست دارند، به دست آورند. و نیز قوه عاقله را ضعیف و نیروی عقل را بی‏شعور می‏کند، تا جایی که فکر و اندیشه را از کار می‏اندازد و باعث می‏شود که قوه عاقله رام و مطیع قوه شهوانیه شود و نتواند قوه شهوانیه را از انجام کارهای زشت منع کند».  2

خداوند متعال در قرآن کریم می‏فرماید: «شیطان قصد آن دارد که به وسیله شراب و قمار میان شما دشمنی و کینه برانگیزد و شما را از ذکر خدا و نماز باز دارد. پس شما آیا از آن دست بر می‏دارید؟» 3

امام صادق علیه‏السلام نیز می‏فرماید: «شرب الخمر مفتاح کل شر». 4  یعنی «شرابخواری کلید هر شر و بدی است».

با این اوصاف، چگونه شرابخواری می‏تواند نگرانی و اضطراب و دغدغه و تشویق را از بشر دور کرده و به او آرامش و راحتی بدهد! در این نکته بسیار باید اندیشه کنید. در جستجوی راه‌های آرامش واقعی با ما همراه شوید.

آنچه در شماره آتی خواهید خواند: رقص و آواز

تنظیم برای تبیان: گروه دین و اندیشه - حسین عسگری


تاثیر خواندن نماز صبح بر قلب

اقامه نماز علاوه بر تاثیراتی که بر روح و جان انسان دارد بر سلامتی انسان نیز تاثیر دارد که البته تاکنون در این حد کشف شده و قطعا تاثیرات نماز بیش از این حرف‎هاست.

نتایج تازه‌ترین تحقیقات علمی نشان می‌دهد، خواندن نماز صبح،‌ بهترین شیوه‌ برای پیشگیری از بیماری‌های قلبی ـ عروقی است. بر اساس تحقیقات انجام شده از سوی مؤسسه‌ قلب و عروق اردن، خواب طولانی مدت در طول شبانه‌روز‌، مهم‌ترین عامل ابتلا به بیماری‌های قلبی است. این تحقیقات نشان می‌دهد اگر فردی به مدت طولانی بخوابد، ضربان قلب او به پنجاه بار در دقیقه کاهش می‌یابد که این امر، منجر به کندی گردش خون در سرخرگ‌ها و سرانجام، انسداد رگ‌ها شده و حملات قلبی عروقی را به‌ دنبال خواهد داشت.

این تحقیق همچنین بر ضرورت حداقل پانزده دقیقه تحرک بدنی پس از چند ساعت خواب تأکید می‌کند. در نتایج این تحقیق با بیان این که ادای نماز صبح برای این امر کافی است، به سلامت قلبی مسلمانانی که صبح زود بیدار شده و برای انجام فریضه‌ نماز به مسجد می‌روند، اشاره شده و آمده است: اگر این عمل در مسجد و یا به ‌صورت گروهی انجام شود، نتیجه‌ بهتری خواهد داشت.

برگرفته از خبرگزاری قرآنی ایران

تنظیم گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی .


بهشت و جهنم از دیدگاه امام خمینی(ره)

اشاره:

طایفه ای به نام «حبیّه» بر این باورند که باید در پی محبت خدا بود، نه به دنبال رسیدن به بهشت، یا فرار از جهنم خوارزمی در کتاب مفاتیح العلوم از این گروه نام برده و آنان را فرقه ای از حشویه معرفی کرده است. در حالی که آیات و روایات فراوانی ما را به همین بهشت می خوانند و از همین جهنم باز می دارند.

در مباحث عرفانی آمده است که قیامت منحصر در بهشت و جهنم و اعراف نیست، بلکه جاهای دیگر نیز وجود دارد و این سه، به عنوان نمونه ذکر شده اند؛ نه سعادت، منحصر در بهشت است و نه شقاوت، منحصر در جهنم.

بهشت و جهنم دارای درجات و مراتبی است؛ مثلاً یک انسان عادی پشت سر یک بازاری غیبت می کند، اما طلبه پشت سر مرجع تقلید غیبت می کند، یا حرام خواری افراد عادی از مال دیگران یا در نهایت از بیت المال است، اما حرام خواری طلبه از مال امام زمان است. طلبه حق ندارد به خاطر کم بودن شهریه، توان کمتری را برای انجام وظیفه بگذارد. روشن است که در این صورت عقاب طلبه بیشتر و شدیدتر است.

انواع سه گانه بهشت و جهنم

امام(ره) می فرمایند سه نوع بهشت و جهنم وجود دارد:

1 . بهشت و جهنم اعمال؛

2 . بهشت و جهنم اخلاق؛

3 . بهشت و جهنم لقاء.

بهشت و جهنم اعمال

در قرآن به این بهشت و جهنم تصریح و تأکید شده است. حور العین، خوردنی ها، و ... و نیز آتش و مار و همگی مربوط به همین بهشت و دوزخ می باشند.

امام می فرماید: جهنم اعمال، همان است که در حدیثی آمده که «سنگی از لب جهنم داخل آن افتاد و پس از هفتاد سال به قعر آن رسید»؛ یعنی شخصی در هفتاد سال زندگی، مسیر سقوط را پیمود و الآن مرگ او فرا رسید. به عبارت دیگر، همین الآن ما در بهشت یا جهنم هستیم، اما به دلیل ارتباط با دیگران، متوجه نیستیم، اما پس از مرگ، متوجه خودمان می شویم. اکنون هم جهنمی ها درد می کشند، اما متوجه نیستند و پس از مرگ متوجه این عذاب می شوند.

بهشت و جهنم اخلاق

بهشت و جهنم اخلاق در قرآن با کنایه بیان شده است و بهشت و دوزخ آن شدیدتر از بهشت و جهنم اعمال است. بحث چشم برزخی و صورت حقیقی مربوط به این بهشت و جهنم است. انسان پیرامون هر چیزی که فکر کند، چهره ای مشابه آن پیدا می کند؛ اگر کسی طمّاع و بی غیرت است و غیبت هم می کند، چون طمع دارد شبیه مورچه است، چون بی غیرت است مانند خوک است، چون غیبت می کند مثل گرگ است؛ باطن این شخص، حیوانی معجون از همه این حیوانات می شود یعنی اشترگاوپلنگ.

بعضی از انسان ها چنان محشور می شوند که «یحسن عندهم، القردة و الخنازیر».

و در مقابل پیامبر و اولیاء خدا، چون چهره باطنی شان همیشه خدا را نشان می دهد و خدا جمیل است و دوست دار زیبایی، زیبا است و دیدن آن موجب لذت و فرح می شود. این بهشت اخلاقی است و آن جهنم اخلاقی.

حدیثی از امام مجتبی است که می فرماید: اگر آخرت هیچ اضطرابی جز این نداشت بس بود که روز قیامت همه یکدیگر را می بینند و می دانند چه کرده اند و چه اندیشه هایی داشته اند. یعنی هیچ حجابی نمی ماند و چهره ها، اعمال را نشان می دهد؛ «یعرف المجرمون بسیماهم» به همین معناست.

اگر چیزی حالت زودگذر داشت و تبدیل به ملکه نشد، در روح آدم ثابت نمی شود و با عذاب جهنم زایل و محو می گردد. اما آنچه که تبدیل به ملکه انسان شده باشد، دیگر محو نمی شود، این افراد حتی اگر به بهشت بروند معذب خواهند بود؛ همچنان که لقمه کردن غذا و ممانعت از دریدن و پاره کردن گوشت برای گرگ عذاب است. و به همین دلیل روز قیامت به بعضی ها می گویند: هر کدام از بهشت و جهنم را دوست دارید، انتخاب کنید و آن ها داخل جهنم می شوند.

بهشت و جهنم لقاء

در قرآن تنها با ایماء به بهشت و جهنم لقاء اشاره شده است و بهشت و دوزخ آن شدیدتر از دو نوع پیش است. حضرت امام این بهشت و دوزخ را در عرفان توضیح می دهند.

برگرفته از: دفتر عقل و قلب، احمد عابدی


ماجرای بهشت شدّاد

بعضی در ذیل آیه 6 تا 8 سوره فجر ماجرای بهشت شدّاد و هلاکت او را قبل از دیدار آن بهشت نقل کرده‎اند. در این آیات چنین می‎خوانیم:

«اَ لَمْ تَرَ کَیفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِعادٍ إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ الَّتِی لَمْ یخْلَقْ مِثْلُها فِی الْبِلادِ؛ آیا ندیدی پروردگارت با قوم عاد چه کرد؟ با آن شهر اِرَم و باعظمت عاد چه نمود؟ همان شهری که مانندش در شهرها آفریده نشده.»

روایت شده: عاد که حضرت هود ـ علیه السلام ـ مأمور هدایت قوم عاد شد، دو پسر به نام «شدّاد» و «شدید» داشت، عاد از دنیا رفت، شدّاد و شدید با قلدری جمعی را به دور خود جمع کردند و به فتح شهرها پرداختند، و با زور و ظلم و غارت بر همه جا تسلط یافتند، در این میان، ‌شدید از دنیا رفت، و شدّاد تنها شاه بی‎رقیب کشور پهناور شد، غرور او را فرا گرفت (هود ـ علیه السلام ـ او را به خداپرستی دعوت کرد، و به او فرمود: «اگر به سوی خدا آیی، خداوند پاداش بهشت جاوید به تو خواهد داد، او گفت: بهشت چگونه است؟ هود ـ علیه السلام ـ بخشی از اوصاف بهشت خدا را برای او توصیف نمود. شدّاد گفت اینکه چیزی نیست من خودم این گونه بهشت را خواهم ساخت، کبر و غرور او را از پیروی هود ـ علیه السلام ـ باز داشت).

او تصمیم گرفت از روی غرور، بهشتی بسازد تا با خدای بزرگ جهان عرض اندام کند، شهر اِرَم را ساخت، صد نفر از قهرمانان لشکرش را مأمور نظارت ساختن بهشت در آن شهر نمود، هر یک از آن قهرمانان هزار نفر کارگر را سرپرستی می‎کردند و آنها را به کار مجبور می‎ساختند.

شدّاد برای پادشاهان جهان نامه نوشت که هر چه طلا و جواهرات دارند همه را نزد او بفرستند، ‌و آنها آنچه داشتند فرستادند.

آن قهرمانان مدت طولانی به بهشت سازی مشغول شدند، تا این که از ساختن آن فارغ گشتند، و در اطراف آن بهشت مصنوعی، حصار (قلعه و دژ) محکمی ساختند، در اطراف آن حصار هزار قصر با شکوه بنا نهادند، سپس به شدّاد گزارش دادند که با وزیران و لشکرش برای افتتاح شهر بهشت وارد گردد.

شدّاد با همراهان، با زرق و برق بسیار عریض و طویلی به سوی آن شهر (که در جزیره العرب، بین یمن و حجاز قرار داشت) حرکت کردند، هنوز یک شبانه روز وقت می‎خواست که به آن شهر برسند،‌ ناگاه صاعقه‎ای همراه با صدای کوبنده و بلندی از سوی آسمان به سوی آنها آمد و همه آنها را به سختی بر زمین کوبید،همه آنها متلاشی شده و به هلاکت رسیدند.[1]

شداد تصمیم گرفت از روی غرور، بهشتی بسازد تا با خدای بزرگ جهان عرض اندام کند، شهر اِرَم را ساخت، صد نفر از قهرمانان لشکرش را مأمور نظارت ساختن بهشت در آن شهر نمود، هر یک از آن قهرمانان هزار نفر کارگر را سرپرستی می‎کردند و آنها را به کار مجبور می‎ساختند.

دلسوزی عزرائیل برای شدّاد

روزی رسول خدا ـ علیه السلام ـ نشسته بود، عزرائیل به زیارت آن حضرت آمد پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ از او پرسید: «ای برادر! چندین هزار سال است که تو مأمور قبض روح انسانها هستی، آیا در هنگام جان کندن آنها دلت برای کسی رحم آمد؟»

عزرائیل گفت: در این مدت دلم برای دو نفر سوخت:

1. روزی دریا طوفانی شد و امواج سهمگین دریا یک کشتی را در هم شکست، همه سرنشینان کشتی غرق شدند،‌تنها یک زن حامله نجات یافت، او سوار بر پاره تخته کشتی شد و امواج ملایم دریا او را به ساحل آورد و در جزیره‎ای افکند، در این میان فرزند پسری از او متولد شد، من مأمور شدم جان آن زن را قبض کنم، دلم به حال آن پسر سوخت.

2. هنگامی که شدّاد بن عاد سالها به ساختن باغ بزرگ و بهشت بی‎نظیر خود پرداخت، و همه توان و امکانات ثروت خود را در ساختن آن صرف کرد، و خروارها طلا و گوهرهای دیگر برای ستونها و سایر زرق و برق آن خرج نمود تا تکمیل شد[2] وقتی که خواست از آن دیدار کند، همین که خواست از اسب پیاده شود و پای راست از رکاب بر زمین نهاد، هنوز پای چپش بر رکاب بود که فرمان از سوی خدا آمد که جان او را قبض کنم، آن تیره بخت از پشت اسب بین زمین و رکاب اسب گیر کرد و مرد، دلم به حال او سوخت از این رو که او عمری را به امید دیدار بهشتی که ساخته بود به سر برد، سرانجام هنوز چشمش بر آن نیفتاده بود، ‌اسیر مرگ شد.

در این هنگام جبرئیل به محضر پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ رسید و گفت: «ای محمد! خدایت سلام می‎رساند و می‎فرماید: به عظمت و جلالم سوگند که آن کودک همان شدّاد بن عاد بود، او را از دریای بیکران به لطف خود گرفتیم، بی‎مادر تربیت کردیم و به پادشاهی رساندیم، در عین حال کفران نعمت کرد، و خودبینی و تکبر نمود،‌ و پرچم مخالفت با ما برافراشت، سرانجام عذاب سخت ما او را فرا گرفت، ‌تا جهانیان بدانند که ما به کافران مهلت می‎دهیم ولی آنها را رها نمی‎کنیم، چنان که در قرآن می‎فرماید:

«إِنَّما نُمْلِی لَهُمْ لِیزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِینٌ؛ ما به آنها مهلت می‎دهیم تنها برای این که بر گناهان خود بیفزایند، و برای آنها عذاب خوار کننده‎ای آماده شده است.»[3]


[1] . مجمع البیان، ج 1، ص 486 و 487.

[2] . اوصاف این بهشت بسیار پر زرق و برق در شهر اِرَم، در کتاب مجمع البیان، ج 10، ص 486 و 487 آمده است.

[3] . آل عمران، آیه 178

جوامع الحکایات / محمد عوفی


دو کلمه راجع به گوسفند قربانی

یکی از آداب پسندیده و رایج در میان مسلمانان، قربانی کردن در روز عید قربان می باشد. بد نیست بدانید خداوند بزرگ، قربانی کردن را نشانه ی بزرگداشت و سپاس گزاری مومنان بر نعمت هدایت معرفی کرده و قربانی کننده را در گروه و خیل محسنین و نیکوکاران داخل کرده است. وه چه سعادتی!

لَن ینال اللهُ لُحُومُها و لا دِماؤها و لکن یَنالُهُ التقوی منکم کذلک سَخَّرها لکم لتکبّروا الله علی ما هدیکم و بَشّر المحسنین

(37/ حج)

اما گوسفند قربانی باید شرایطی داشته باشد تا مورد پسند خدای بزرگ قرار گیرد زیرا هدیه به اوست:

1- یکسال او تمام شده باشد

2- از هر جهت سالم و بدون عیب باشد

زیباترین بخش از این قربانی در نحوه تقسیم آن است. مستحب است یک قسمت از قربانی را هدیه بدهند، قسمت دیگری را صدقه بدهند حتی می توان به کفار نیز از این قربانی داد و سومین قسمت نیز شخص قربانی کننده بخورد.

به این حکایت توجه کنید:

روزی پیامبر اکرم- صلی الله علیه و آله و سلم- گوسفندی قربانی کردند و تمام آنرا صدقه دادند و بخشیدند به جز یک دست از گوسفند. عایشه همسر پیامبر هراسان گفت: ای رسول خدا همه ی گوسفند از دست رفت مگر همین یک دست! پیامبر با لبخندی بر لب فرمودند: همه ی گوسفند برایمان باقی ماند جز همین یک دست!

عیدی پر برکت و شاد را برای شما و خانواده تان آرزومندیم.


نوشته شده در : شنبه 6 آذر 1389  توسط : عطر حرم .    نظرات() .

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.